در بحر فتادهام چو ماهی.........تا یار مرا به شست گیرد
در پاش فتادهام به زاری..........
الهی!
ما که به توزنده ایم هرگزکی میریم؟..ما که به تو شادانیم هرگزکی اندوهگین شویم؟
ما که به توعزیزیم هرگز چون ذلیل شویم..تو آن مایی وماآن تو..سزاوارربوبیتی
و همه بر خوان تو..دست این همه گدا بردامان تو..کی بسر آید این وعده دیدار؟
به حقک و حرمتک یا عزیز و یا غفار
الهی!
بنده جرم کرد...خسته دل و آلوده دامن شد...
منادی کَرَم تو آواز داد که نصیب معیوبان با من شد...
رحمت سبقت گرفت و فضل و کرمت ضامن شد...
الهی!
از من اشکی و آهی...و از تو نگاهی
ای عاشق دل سوخته اندوه مدار......روزی به مراد عاشقان گردد کار

